ديگه نه حوصله كل كل و بحث كردن دارم
نه حوصله رو كم كردن
نه حوصله آدم هاي رو اعصاب اونم با كفش تق تقي
من الان فقط دنبال آرامشم
آرامشي كه پيش تو پيدا كردم
من پريزادم و تو ...
برو به آنجا كه دوخط موازي با هم قرار گذاشتند روزي با هم بشكنند
راستش اين است كه من خيلي وقت است ديگر نيستم.. اما جاي نگراني نيست، تمرين ميكنم كه حتي وقت نبودنم هم باشم.
خيالت راحت
من هميشه هستم
يخصوص حالا
آن كه بر در میکوبد شباهنگام،
به کشتن چراغ آمده است.
نور را در پستوی خانه نهان باید کرد.
آنگه قصابانند بر گذرگاهها مستقر،
با کنده و ساطوری خونآلود
و تبسم را بر لبها جراحی میکنند
و ترانه را بر دهان
ابلیس پیروز مست،
سور عزای ما را بر سر سفره نشسته است.
خدا را در پستوی خانه نهان باید کرد.