فکر ميکنم خيلي از همسن و سالان من نصف روياهاشان در غالب دختر پادشاه و قهرمان اژدهاکش و شواليه فداکار بوده. هر شب در روياي يکي از قصههاي ديده و شنيده به خواب ميرفتيم. يک بار دختر پادشاه بوديم، يکبار نديمه زيبا رو، يکبار شواليه گمنام (بله اينجانب روياهاي پسرانه هم داشتم، ولو اينکه وسطهاي رويا هوس ميکردم نقش قهرمان قصه و دختر پادشاه را هر دو داشته باشم؛ رويا که ماليات نداشت)
اما اگر الان از من بپرسيد الان با اين همه سن و تجربه اندوخته به قدر وسع، اگر به گذشته ميرفتم دوست داشتم در نقش کداميک باشم فقط يک جواب داشتم (آنهم با کمال ميل)؛ دلقک مخصوص پادشاه
0 Comment:
ارسال يک نظر